همکلاسی بیست سال پیش
امروز همسری از ما خواست تا برای انجام کاری به بانک بریم ما هم بعد از صبحانه شال و کلاه کردیم و رفتیم بانک منتظر نوبتمون بودیم که یک خانمی جلو اومد و خودش معرفی کرد مامانی رو میشناخت ولی من اصلا نه چهره ونه اسمشونو یادم نبود از دوستای همکلاسی حدود بیست سال پیش مدرسه راهنمایی نمونه فرزانگان مشهدبودند (اسم مدرسه رو برای این اوردم تا اگه بین مامانای وبلاگی دوستی ازون موقع ها بود پیدا بشه) بعد از اینکه اسم بعضی از همکلاسیها و دبیرامونو گفتند تازه چهرشونو یادم اومد و کلی خاطرات اون مدرسه و همکلاسیها برامون تازه شد دوران خیلی خوبی بود یادش بخیر بعد از کلی منتظر شدن کار هیچ کدوممون هم انجام نشد چون سیستم قطع شده بود و از هم خداحافظی کردیم ...
نویسنده :
مامان لیلا
6:35







